انتخابات ۲۷ اکتبر اسرائیل نه برندهای برای تشکیل دولت داشت و نه راهی روشن برای خروج از بحران. در این میان، ۱۹ کرسی فلسطینیان به کانون معادله قدرت تبدیل شده و احتمال جنگ دوباره با ایران، محاسبات سیاسی را پیچیدهتر کرده است.
پیروزی بدون قدرت؛ نتانیاهو در بنبست
نتایج انتخابات کنست نشان میدهد بلوک بنیامین نتانیاهو با ۵۳ کرسی، در برابر ۴۸ کرسی اردوگاه مخالفان به رهبری گادی آیزنکوت، از کسب اکثریت ۶۱ کرسی بازمانده است. احزاب عربی نیز با ۱۹ کرسی به بازیگری تعیینکننده در معادله تشکیل دولت تبدیل شدهاند. بلوک حاکم که در پارلمان پیشین ۶۸ کرسی داشت، اکنون توانایی حکومت مستقل را از دست داده است.
۲۶ کرسی احزاب مذهبی، فوقارتدوکس و راست افراطی، همچنان اهرم فشار مهمی بر نتانیاهو در موضوعاتی مانند سربازی، شهرکسازی و بودجه خواهند بود؛ اما این ترکیب برای تضمین بقای دولت کافی نیست. به تعبیر سعد نمر، استاد علوم سیاسی دانشگاه بیرزیت، اسرائیل دیگر میان راست و چپ انتخاب نمیکند، بلکه «از درون یک جعبه بسته راستگرایانه» رأی میدهد.
۱۹ کرسی فلسطینی؛ قدرتی که پذیرفته نمیشود
مهمترین تحول انتخابات، افزایش بیسابقه نمایندگی فلسطینیان دارای تابعیت اسرائیل است. فهرست مشترک ۱۱ و حزب رَعَم به رهبری منصور عباس ۸ کرسی به دست آوردهاند؛ مجموعی که بالاترین میزان نمایندگی فلسطینیان در تاریخ کنست محسوب میشود. مشارکت آنان نیز به حدود ۸۰ درصد رسیده و بنا بر ارزیابی عادل شدید، بیش از ۹۴ درصد آرای فلسطینیان به احزاب خودشان اختصاص یافته است.
با وجود این وزن انتخاباتی، بخش عمده اپوزیسیون صهیونیستی حاضر به تشکیل دولت با اتکای مستقیم به آرای فلسطینیان نیست. آیزنکوت و آویگدور لیبرمن با چنین ائتلافی مخالفت کردهاند و یائیر گولان از معدود چهرههایی است که از همکاری با نمایندگان فلسطینی حمایت میکند.
همزمان، لیکود با طرح ادعاهایی درباره تأمین مالی خارجی و تقلب انتخاباتی، مشروعیت این مشارکت را هدف گرفته است. هرچند مدیرکل کمیته مرکزی انتخابات در ۲۹ اکتبر ادعای تقلب سازمانیافته را رد کرد، ورود شینبت به پرونده نشان داد مناقشه از شمارش آرا فراتر رفته است. نمر این وضعیت را ادامه رویکردی طردگرایانه میداند که در آن رأی فلسطینی پذیرفته میشود، اما تبدیل آن به قدرت سیاسی نه.
ایران؛ متغیر تازه در معادله قدرت
در میانه این بنبست، گزارشهایی از گفتوگو میان متحدان نتانیاهو و نزدیکان دولت ترامپ درباره تشکیل دولت وحدت ملی با حضور آیزنکوت منتشر شده است. بر اساس این گزارشها، ازسرگیری رویارویی نظامی با ایران میتواند زمینه چنین توافقی را فراهم کند؛ توافقی که به نتانیاهو امکان میدهد با کنار گذاشتن بخشی از شرکای راست افراطی، در قدرت باقی بماند.
نتانیاهو در شب انتخابات اعلام کرد رویارویی با ایران پایان نیافته است. آیزنکوت نیز هشدار داد که امنیت اسرائیل نباید وسیلهای برای منافع سیاسی شخصی نخستوزیر شود. سابقه حمله اسرائیل به رآکتور عراق در سال ۱۹۸۱ و تجربههای نظامی بعدی، از جمله کشتار قانا، در تحلیل پیامدهای پیوند بحران داخلی و تشدید نظامی اهمیت دارد.
معمای آیزنکوت؛ تکرار تجربه گانتس؟
سه مسیر پیش روی اسرائیل قرار دارد؛ دولت اقلیت با حمایت نمایندگان فلسطینی، دولت وحدت ملی با مشارکت نتانیاهو و آیزنکوت، یا برگزاری انتخابات مجدد. تجربه بنی گانتس در سال ۲۰۲۰ نشان میدهد ورود به ائتلاف با نتانیاهو لزوماً به تقسیم پایدار قدرت منجر نمیشود؛ توافق آن دو بر سر بودجه و چرخش نخستوزیری فروپاشید.
آیزنکوت نیز پس از عملیات طوفانالاقصی به دولت اضطراری جنگ پیوست، اما در ژوئن ۲۰۲۴ کابینه جنگ را ترک کرد. اکنون یک جنگ تازه میتواند او را بار دیگر میان تعهد انتخاباتی و توجیه امنیت ملی قرار دهد. در چنین وضعیتی، نتانیاهو حتی بدون کسب اکثریت جدید میتواند با ادامه کار در مقام نخستوزیر موقت، از اختلاف مخالفان و کنار ماندن نمایندگان فلسطینی بهره ببرد. به این ترتیب، جنگ با ایران ممکن است به عاملی تعیینکننده در سرنوشت دولتی تبدیل شود که صندوق رأی نتوانست برایش اکثریت بسازد.





نظر شما